استحکام

لغت نامه دهخدا

استحکام. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) استوار شدن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). استواری. استوار گردیدن. ( منتهی الارب ). حصانت. محکمی.اِحکام : الحمد الذی انتخب امیرالمؤمنین من اهل تلک الملة التی علت غراسها و رست اساسها و استحکمت ارومتها. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 299 ). عقده آن مناکحت به استحکام رسانیدند. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 395 ).

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . )محکم شدن ، استوار شدن . ۲ - (اِمص . ) استواری . ج . استحکامات .

فرهنگ عمید

۱. استوار شدن، استواری.
۲. استوار کردن امور.

فرهنگ فارسی

محکم شدن، استوارشدن، استوارکردن، استواری خواستن ، استواری
۱ - ( مصدر ) محکم شدن استوار شدن محکم بودن . ۲ - ( مصدر )استواری خواستن . ۳ - ( اسم ) استواری : استحکام ساختمان . جمع : استحکامات .

دانشنامه عمومی

استحکام (شهداد). استحکام، روستایی است از توابع بخش شهداد شهرستان کرمان در استان کرمان ایران.
این روستا در دهستان تکاب قرار داشته و براساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفته، جمعیت آن ۳۳۸نفر ( ۷۹خانوار ) بوده است.
استحکام (فرگشت). در زیست شناسی فرگشتی، استحکام یا پایداری یک دستگاه زیستی ( که استحکام بیولوژیکی یا ژنتیکی نیز نامیده می شود ) ، تداوم یک ویژگی یا صفت خاص در یک سیستم تحت اختلالات یا شرایط نبود قطعیت است. استحکام در توسعه به عنوان کانالیزه شدن شناخته می شود. با توجه به نوع آشفتگی، استحکام را می توان به عنوان استحکام جهشی، محیطی، نوترکیبی یا رفتاری و غیره طبقه بندی کرد. استحکام از طریق ترکیب بسیاری ازسازوکارهای ژنتیکی و مولکولی به دست می آید و می تواند با انتخاب مستقیم یا غیرمستقیم تکامل یابد. چندین سیستم مدل برای مطالعه تجربی استحکام و پیامدهای تکاملی آن توسعه یافته اند.

ویکی واژه

محکم شدن، استوار شدن.
استوا
استحکامات.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم