اوراق کردن

فرهنگ معین

( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م . ) (عا. ) ۱ - ورق ورق کردن ، اجزای چیزی را از هم جدا کردن . ۲ - با ضربه از پای درآوردن ، ناقص کردن . ۳ - روحاً و جسماً ذلیل و ناتوان کردن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) پخش کردن اجزای چیزی مانند اتومبیل کتاب و غیره .

ویکی واژه

(عا.)
ورق ورق کردن، اجزای چیزی را از هم جدا کردن.
با ضربه از پای درآوردن، ناقص کردن.
روحاً و جسماً ذلیل و ناتوان کردن.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم