لغت نامه دهخدا
برده بودم پیش جانان تحفه جانم بدست
برگذار مختصربوده نکرد از من قبول.ابومعانی. || ( ص مرکب ) عابر. رهگذر :
از آن او بجایست و ما برگذار
که چون ما نکاهد وی از روزگار.اسدی.سخن به که ماند ز ما یادگار
که ما برگذاریم و او پایدار.( ازسندبادنامه ص 29 ).و رجوع به برگذر شود.