اپسان

لغت نامه دهخدا

اپسان. [ اَ] ( اِ ) سنگ فسان. سنگ سَو. مِسَن . افسان. و آن سنگی و جز آن باشد که بدان کارد و امثال آن تیز کنند.

فرهنگ معین

( اَ ) (اِ. ) فسان ، افسان ، سنگی که با آن کارد و مانند آن را تیز کنند.

فرهنگ عمید

سنگی که با آن کارد و شمشیر تیز می کردند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) سنگی یا جز آن باشد که بدان کارد و امثال آن تیز کنند : سنگ فسان افسان سنگ سو مسن .

ویکی واژه

فسان، افسان، سنگی که با آن کارد و مانند آن را تیز کنند.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم