برنجن. [ ب َ رَ ج َ ] ( اِ ) حلقه ای باشد ازطلا و نقره و امثال آن که زنان در دست و پای کنند، آنچه در دست کنند دست برنجن و آنچه در پای کنند پای برنجن خوانند. ( برهان ) ( از آنندراج ). اورنجن. برنجین. ورنجن. || هر زینت زنانه. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(بَ رَ جَ ) (اِمر. ) حلقه ای فلزی که زنان به مچ دست یا پا کنند. ورنجن ، ورنجین و برنجین نیز گویند.
فرهنگ عمید
= النگو
فرهنگ فارسی
( اسم ) حلقه ای فلزی که زنان بمچ دست یا پا کنند : دست برنجن پای برنجن .
ویکی واژه
حلقهای فلزی که زنان به مچ دست یا پا کنند. ورنجن، ورنجین و برنجین نیز گویند.