لغت نامه دهخدا
چو او را چنان سختی آمد بروی
ز بردع بیامد پسر کینه جوی.فردوسی.خوشا ملک بردع که اقصای وی
نه اردیبهشت است بی گل نه دی.نظامی.چو از مرغ و ماهی تهی کرد جای
بنوشابه بردع آورد رای.نظامی.هرومش لقب بود از آغاز کار
کنون بردعش خواند آموزگار.نظامی.و رجوع به تاریخ سیستان ص 330 و نزهة القلوب ص 91، 92 و 181 و تذکرة الملوک چ 2 ص 77 و تاریخ غازان ص 350 و آنندراج شود.