برانگیختگی

لغت نامه دهخدا

برانگیختگی. [ ب َ اَ ت َ / ت ِ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی برانگیخته. تحریض. تحریک. اغراء. ( ناظم الاطباء ). رجوع به برانگیختن شود.

فرهنگستان زبان و ادب

{arousal} [روان شناسی] هوشیاری و آمادگی برای عمل

ویکی واژه

هوشیاری و آمادگی برای عمل.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم