لغت نامه دهخدا
- بدبینی کردن ؛ به دیده سؤظن در امور نگریستن. عیب جویی کردن :
مکن هیچ بدبینی از دیگران
وگر نیک بینی تو خو کن برآن.( گرشاسب نامه ).|| در اصطلاح فلسفه ، اعتقاد به اینکه جهان پر از بدبختی و یأس و حرمان است . مقابل خوش بینی. ( فرهنگ فارسی معین ). دهرنکوهی.