باربری. [ ب َ ] ( حامص مرکب ) عمل باربر. کار حمال. || حمل و نقل : تعمیم وسایل باربری برای توسعه زراعت نهایت ضرور است. || اداره ای که مباشر امور حمل و نقل است. اداره حمل و نقل.
فرهنگ معین
(بَ ) ۱ - (حامص . ) عمل و شغل باربر. ۲ - (اِمر. ) مؤسسه ای که امور حمل و نقل کالا را به عهده دارد.
فرهنگ عمید
۱. کار و شغل باربر. ۲. بار بردن، حمل ونقل. ۳. بنگاهی که به حمل ونقل کالا و بار می پردازد.
فرهنگ فارسی
۱ - عمل و شغل باربر بردن بار بر دوش و پشت خود . ۲ - اداره ای که مباشر امور حمل و نقل است ادار. حمل و نقل نقلیه .
فرهنگستان زبان و ادب
{carrier} [حمل ونقل دریایی] شخص حقیقی یا حقوقی در یک قرارداد حمل کالا ازطریق دریا یا هوا یا خشکی یا ترکیبی از آنها
ویکی واژه
عمل و شغل باربر. مؤسسهای که امور حمل و نقل کالا را به عهده دارد.