اورده

لغت نامه دهخدا

( آورده ) آورده. [ وَدَ / دِ ] ( ن مف ) بحاصل کرده. ابداع کرده :
وی باد صبا اینهمه آورده تست.سراج قمری.
اورده. [ اَ رِ دَ ]( ع اِ ) ج ِ ورید. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). رگهای گردن. ( آنندراج ). رجوع به ورید شود.

فرهنگ عمید

( آورده ) ۱. ابداع شده، پدیدکرده شده.
۲. حاصل کرده.
= ورید

فرهنگ فارسی

( آورده ) ( اسم ) پدید کرده ابداع کرده .
رگهای غیرجهنده، سیاهرگها، جمع ورید، رگهائی که خون رابه قلب برمی گردانند
( اسم ) جمع : ورید سیاهرگها رگهای غیر جهنده وریدها . یا جدار اورده . بافت عروقی .
جمع ورید . رگهای گردن
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم