انوف. [ اَ ] ( ع ص ، اِ ) کسی که ارتکاب کارهای پست را ناپسند دارد و بکارهای زشت و ناشایست تن درندهد. ( از اقرب الموارد ). || زنی که ننگ دارد از چیز بی خیر. ( ازاقرب الموارد ) ( آنندراج ). || زن خوشبوی بینی. ( مهذب الاسماء ). زن خوش نفس از بینی. ( آنندراج ). انوف. [ اُ] ( ع اِ ) ج ِ انف. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). بینی. ( غیاث اللغات ). رجوع به انف شود.
فرهنگ عمید
= انف
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع انف بینیها دماغها. کسی که ارتکاب کار های زشت را ناپسند دارد و به کار های زشت و ناشایست تن در ندهد ٠ یا زنی که ننگ دارد از چیز بی خیر ٠
ویکی واژه
کتسیاس این عبارت را بجای یکی از هفت مردان که در عملیات خلع و قتل گئومته مشارکت داشتند، آوردهاست.