انطباق. [ اِ طِ ] ( ع مص ) موافق و برابر شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). بهم پیوستن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). || ( اِمص ) بهم پیوستگی. ( ناظم الاطباء ). || برابری. یکسانی.
فرهنگ معین
(اِ طِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) برابر شدن ، یکسان گشتن . ۲ - (اِمص . ) برابری ، یکسانی . ج . انطباقات .
فرهنگ عمید
موافق شدن، برابر شدن، یکسان گشتن، برابر شدن چیزی با چیز دیگر، با شرایط خود را وفق دادن.
فرهنگ فارسی
برابرشدن، یکسان گشتن، برابرشدن چیزی باچیزدیگر ۱ - ( مصدر ) برابر شدن با یکسان گشتن با راست آمدن با برابر بودن با . ۲ -( اسم ) برابری یکسانی . جمع : انطباقات.
فرهنگستان زبان و ادب
{conformance} [مهندسی مخابرات] مطابقت دادن مشخصات هر دستگاه مخابراتی با استانداردهای منتشرشده