اضافی

لغت نامه دهخدا

اضافی. [ اِ فی ی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به اضافه. رجوع به اضافه شود. || الحاقی. ( ناظم الاطباء ). || نسبی. اعتباری. مقید، در مقابل مطلق : از این چهار مایه دو سبک است و دو گران. سبک مطلق آتش است و سبک اضافی هواست. و گران مطلق زمین است و گران اضافی آب. ( ذخیره خوارزمشاهی ). || ارتباطی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

بیش از میزان مورد نیاز، زائد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به اضافه ۱ - زیادتی افزونی : کارهای اضافی .
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم