لغت نامه دهخدا
اینچنین آفریده گشت جهان
شغل ( ؟ ) از انواع و مردم از اجناس.مسعودسعد. || و مصطلح دفتر اکبرشاهی آنکه سپاهیان را سوای نقد در وجه علوفه ایشان دهند.
- اجناس عالیه ؛ مقولات. مقولات عشر. قاطیغوریاس .
- جنس الاجناس ؛ جنس عالی. ( اصطلاح منطق ). رجوع به جنس شود.
اجناس. [ اَ ] ( اِخ ) نام پهلوانی تورانی از سپاهیان افراسیاب در شاهنامه :
چو اجناس با ویسه در میمنه
سرافراز هر یک گو یک تنه.فردوسی.