آنتی‌تز

فرهنگ معین

( آنتی تز ) (تِ ) [ فر. ] ( اِ. ) دومین طرف از مجموعة تز، آنتی تز و سنتز، وجود یا قضیه ای که در برابر تز قرار می گیرد یا آن را نقض می کند، برابرنهاد.

ویکی واژه

(فلسفه): دومین طرف مجموعه تز، آنتی‌تز و سنتز؛ وجود یا قضیه‌ای که در برابر تِز قرار میگیرد یا آنرا نقض میکند، مانند بردگی در برابر برده‌داری و مرگ در برابر زندگی؛ برابر نهاده. دو گروه با یکدیگر در نبردند، یکی نقش تِز را ایفا می‌کند و یکی نقش آنتی‌تز را. «مرتضی‌مطهری»
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم