( آب کشیدن ) آب کشیدن. [ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) حمل آب از جایی. || بیرون آوردن آب با دلو و مانند آن از چاه و حوض و جز آن. نَزْح. || تطهیر شرعی و نمازی کردن چیزی متنجس. || شستن جامه صابون زده با آب خالص تا اثر صابون بشود. || آب کشیدن زخم و جراحتی ؛ ریم و چرک پیداکردن آن بسبب آلوده شدن با آب ناپاک. هو کشیدن. || آب کشیدن غذائی ؛ خورنده را تشنگی آوردن.
فرهنگ معین
( آب کشیدن ) (کَ یا کِ دَ ) (مص ل . ) ۱ - کشیدن آب از چاه . ۲ - شستن جامه در آب تا کف ناشی از صابون از بین برود. ۳ - تطهیر شرعی . ۴ - (عا. ) چرکین شدن زخم در اثر آب آلوده .
فرهنگ فارسی
( آب کشیدن ) حمل آب از جایی به جایی
ویکی واژه
risciacquare sciacquare کشیدن آب از چاه. شستن جامه در آب تا کف ناشی از صابون از بین برود. تطهیر شرعی. چرکین شدن زخم در اثر آب آلوده.