دست خوان

لغت نامه دهخدا

دست خوان. [ دَ خوا / خا ] ( اِ مرکب ) سفره و دستار خوان. پیش انداز. دستار خوان. ( از برهان ) ( از آنندراج ) :
در سرای ملوک دست نیاز
سنت نان و دست خوان برداشت .کمال الدین اسماعیل ( از جهانگیری ).و رجوع به دستار و سفره شود. || پیشگیر. سینه بند. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(دَ خا ) (اِمر. ) سفره و دستار - خوان ، پیش انداز، دستارخوان .

فرهنگ عمید

= دستارخوان

ویکی واژه

سفره و دستار - خوان، پیش انداز، دستارخوان.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم