لغت نامه دهخدا ( آب گردش ) آب گردش. [ گ َ دِ ] ( ص مرکب ) تندرفتار : آب گردش مرکبی کز چابکی هنگام تک نعل سخت او ز خاک نرم می گردد غبار.ازرقی.|| ( اِ مرکب ) نوبت آب در اصطلاح برزگران.
فرهنگ عمید ( آب گردش ) ۱. نوبت آب گرفتن برای کشتزار.۲. تندرو: آبگردش مرکبی کز چابکی هنگام تک / نعل سخت او ز خاک نرم انگیزد غبار (ازرقی: ۲۴ ).