تیرکمان

لغت نامه دهخدا

تیرکمان. [ ک َ ] ( اِ مرکب ) در تداول ؛ قوس قزح. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ معین

(کَ ) (اِمر. ) بازیچة کودکان به صورت قطعة کوچک چرم یا لاستیکی که دو سوی آن را با کش به دو شاخة کوچکی می بندند و با آن سنگریزه پرتاب کنند.

فرهنگ عمید

۱. تیروکمان.
۲. کمان.
* تیرکمان آبی: (زیست شناسی ) گیاهی پایا، با ساقه های دراز و برگ هایی شبیه پیکان که در میان آب و جاهای بسیارمرطوب می روید.

فرهنگ فارسی

تیروکمان، کمان باتیر، تیر
در تداول قوس قزح
( اسم ) ۱ - تیر و کمان . ۲ - کمان . یا تیر کمان آبی . گیاهی از تیر. بارهنگهای آبی جزورد. تک لپه ییها که آبزی و پایا و علفی است و دارای ساقه ای افقی میباشد که از آن برگهای هوایی و برگهای آبی خارج شوند .

ویکی واژه

بازیچة کودکان به صورت قطعة کوچک چرم یا لاستیکی که دو سوی آن را با کش به دو شاخة کوچکی می‌بندند و با آن سنگریزه پرتاب کنند.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم