حایز. [ ی ِ ] ( ع ص ) حائز. نعت فاعلی از حیازت. گردآورنده. جامع. - حایز شرائط ؛ واجد شرایط. جامع شرایط لازم. و رجوع به حائز شود.
فرهنگ معین
(یِ ) [ ع . حائز ] (اِفا. ) ۱ - دربردارنده ، دارا. ۲ - گردآورنده ، جامع .
فرهنگ فارسی
اسم فاعل ازحوزوحیازت، جامع، دارا، دربردارنده (اسم ) ۱ - گرد آورنده فراهم آورنده جامع . ۲ - در بر دارنده دارا : (( این موضوع حایز اهمیت است . ) ) جمع : حایزین حایزین اکثریت .