ترخینه. [ ت َ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) طرخانه. ( برهان ) ( آنندراج ). ترخانه. ترخوانه. ( از فرهنگ جهانگیری ) ( انجمن آرا ) ( ناظم الاطباء ). ترینه. ( انجمن آرا ). نوعی از طعام ماحضری باشد که مردم فقیر نامراد بجهت زمستان بسازند، و آن چنان بود که گندم را بلغور نمایند و با ادویه حاره در آب بیندازند تا نیک فرغار شود و ترش گردد و آنگاه گلوله ها سازند و در آفتاب خشک نمایند و در هنگام حاجت قدری از آن بپزند و بکار برند. ( فرهنگ جهانگیری ) ( از برهان ) ( از آنندراج ) ( از فرهنگ رشیدی ).
فرهنگ عمید
خوراکی که با گندم نیم کوفته و شیر یا آبغوره بپزند و بعد آن را به شکل گلوله درآورند و خشک کنند و برای زمستان نگه دارند: من مست ابد باشم نی مست ز باغ و رَز / من لقمهٴ جان نوشم نی لقمهٴ ترخینه (مولوی۳: ۱۲۱۱ ).
فرهنگ فارسی
طرخانه . ترخانه . ترخونه . ترینه . نوعی از طعام باشد که مردم فقیر نامراد بجهت زمستان بسازند و آن چنان بود که گندم را بلغور نمایند و با ادوی. حاره در آب بیندازند تا نیک فرغار شود و ترش گردد و آنگاه گلوله ها سازند و در آفتاب خشک نمایند و در هنگام حاجت قدری از آن بپزند و بکار برند .