تجویز کردن

لغت نامه دهخدا

تجویز کردن. [ ت َج ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اندر کردن. || آزمایش کردن. || فتوی دادن و اذن دادن و روا گردانیدن و حکم کردن ورای دادن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ماده قبل شود.

فرهنگ فارسی

اندر کردن یا آزمایش کردن یا فتوی دادن و اذان دادن و روا گردانیدن و حکم کردن و رای دادن .

ویکی واژه

prescrivere
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم