آمیزش کردن

ویکی واژه

آمیزش‌کردن
معاشرت کردن، نشست و برخاست کردن. به بغداد رفته، با صوفیه آمیزش کرد. «مجتبی‌مینوی»
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم