شانه کاری. [ ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) کنایه از درآویختن به کسی باشد یعنی با آن شخص در مقام زد و خورد درآید. ( برهان قاطع ). درآویختن هر چیز عموماً و درآویختن با کسی تا آن شخص در مقام زد و خورد آید خصوصاً. ( بهار عجم ) ( آنندراج ) : کمال ار سر ندارد باتو زلفش مشو درهم که آن از شانه کاری است.کمال اسماعیل ( از بهار عجم ).
فرهنگ معین
(نِ ) (حامص . ) درآویختن با کسی ، زد و خورد کردن .