لغت نامه دهخدا سرازیری. [ س َ ] ( حامص مرکب ، اِ مرکب ) نشیب ، مقابل فراز.- امثال :هر سرازیری یک سربالایی دارد.
فرهنگ فارسی ۱ - سرازیر شدن سراشیبی دارای شیب بودن . یا سرازیری قبر . سرازیر شدن مرده به هنگام دفن . ۲ - سراشیب شیب .نشیب مقابل فراز : هر سرازیری یک سر بالایی دارد .