سرازیری

لغت نامه دهخدا

سرازیری. [ س َ ] ( حامص مرکب ، اِ مرکب ) نشیب ، مقابل فراز.
- امثال :
هر سرازیری یک سربالایی دارد.

فرهنگ معین

( ~ . ) ۱ - (حامص . ) سراشیبی . ۲ - (اِ. ) سراشیب .

فرهنگ عمید

۱. سراشیبی، شیب داری.
۲. راهی که رو به نشیب برود.

فرهنگ فارسی

۱ - سرازیر شدن سراشیبی دارای شیب بودن . یا سرازیری قبر . سرازیر شدن مرده به هنگام دفن . ۲ - سراشیب شیب .
نشیب مقابل فراز : هر سرازیری یک سر بالایی دارد .

ویکی واژه

discesa
pendenza
سراشیبی.
سراشیب.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم