سرآخر

لغت نامه دهخدا

( سرآخر ) سرآخر. [ س َ خ ُ ] ( اِ مرکب ) اسب سر طویله یعنی اسبی که بر سر همه اسبان مقدم بندند. و با واو معدوله هم آمده است که سرآخور باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( جهانگیری ) :
طویله زدند آخُر انگیختند
بسرآخران بر علف ریختند.نظامی ( از آنندراج ).

فرهنگ معین

( سرآخر ) ( ~ . خُ ) (اِمر. ) رییس اصطبل .

فرهنگ فارسی

( سر آخر ) ۱ - اسبی که بر همه اسبان مقدم بندند اسب سر طویله . ۲ - میر آخور رئیس اصطبل .
اسب سر طویله یعنی اسبی که بر سر همه اسبان مقدم بندند .

ویکی واژه

رییس اصطبل.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم