رویهم

لغت نامه دهخدا

روی هم. [ ی ِ هََ ] ( ق مرکب ) جمعاً. مجموعاً. ( فرهنگ فارسی معین ). مجموع. ( یادداشت مؤلف ) ( لغات فرهنگستان ). || چیزی بالای چیز دیگری. ( فرهنگ فارسی معین ).
- روی هم رفتن ؛ متراکم شدن. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

(یِ هَ ) (ق مر. ) جمعاً، مجموعاً.

فرهنگ عمید

جمعاً، کلاً.

فرهنگ فارسی

۱ - جمعا مجموعا . ۲ - چیزی بالای چیز دیگر .
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم