لغت نامه دهخدا دواهی. [ دَ ] ( ع اِ ) ج ِ داهیه. کارهای سخت. امور عظیم. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به داهیه شود. || بلاها. ( یادداشت مؤلف ). حوادث و سختیهای زمانه. حادثه و آفت. ( از غیاث ) ( آنندراج ). ج ِ داهی و داهیة. سختیها. بلاها. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به داهیة شود.
فرهنگ فارسی جمع داهیه، به معنی کارسخت، امرعظیم( اسم ) جمع داهیه . ۱ - کارهای سخت امور عظیم . ۲ - بلاها .