دمده. [ دِ م ُ دِ ] ( فرانسوی ، ص ) کلمه مأخوذ از فرانسه به معنی متروک و ازمدافتاده و با فعل شدن به کار رود: کلاه گذاشتن دمده شده است. ( از یادداشت مؤلف ).
فرهنگ معین
(دِ مُ دِ ) [ فر. ] (ص . ) از مد افتاده .
فرهنگ عمید
ازمدافتاده، برافتاده.
فرهنگ فارسی
ازمدافتاده، برافتاده، آنچه که ازمدوسلیقه افتد ( صفت ) آنچه که از مد افتاده و باب روز نیست از مد افتاده توضیح : پرهیز کردن از استعمال این کلمه بیگانه اولی است .