دمده

لغت نامه دهخدا

دمده. [ دِ م ُ دِ ] ( فرانسوی ، ص ) کلمه مأخوذ از فرانسه به معنی متروک و ازمدافتاده و با فعل شدن به کار رود: کلاه گذاشتن دمده شده است. ( از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

(دِ مُ دِ ) [ فر. ] (ص . ) از مد افتاده .

فرهنگ عمید

ازمدافتاده، برافتاده.

فرهنگ فارسی

ازمدافتاده، برافتاده، آنچه که ازمدوسلیقه افتد
( صفت ) آنچه که از مد افتاده و باب روز نیست از مد افتاده توضیح : پرهیز کردن از استعمال این کلمه بیگانه اولی است .

ویکی واژه

از مد افتاده.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم