دریافتنی

لغت نامه دهخدا

دریافتنی. [ دَرْ ت َ ] ( ص لیاقت ) قابل دریافتن. درخور اعتنا و توجه و فهم و درک و تدارک و تلافی و جبران :
دریافتنی است غور این کار
برتافتنی است جور این بار.نظامی.و رجوع به دریافتن شود.

فرهنگ فارسی

دریافته شده . مقابل پرداختنی
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم