دریابنده
فرهنگ عمید
۲. آن که مطلبی را بفهمد.
۳. زیرک، هوشمند.
فرهنگ فارسی
ویکی واژه
دریابنده (جمع دریابندهها) [دَرْیابَنْدِه]
(برنامهنویسی شیگرا) یه متد که برای گرفتن مقدار ویژگی یه شی استفاده میشود: بهتره همواره برای کنترلیدن مقدار یه ویژگی برایش نهنده و دریابنده بتعریفیم.