خاک زاد. ( ن مف مرکب ) خاک نژاد. ( آنندراج ) : ببین کاتشین کرمک خاکزاد جواب از سر روشنائی چه داد.سعدی.
فرهنگ عمید
۱. زاده شده از خاک: نشاید بنی آدم خاک زاد / که در سر کند کبر و تندیّ و باد (سعدی: ۱۷۳ ). ۲. [مجاز] لقبی که گوینده برای اظهار فروتنی و تواضع به خود می دهد، خاکسار.
فرهنگ فارسی
زاده ازخاک، خاکی نژاد، آدم که ازخاک آفریده شده ( صفت ) خاکی نژاد .