جهارت

لغت نامه دهخدا

جهارت. [ج َ رَ ] ( از ع ، مص ) بلندآواز شدن. ( آنندراج ). بلند شدن و اوج گرفتن آواز. || ( اِمص ) زیبایی قد و منظر. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به جهارة شود.
جهارت. [ ] ( اِ ) آهنگی است در موسیقی. رجوع به آهنگ در این لغت نامه شود.
جهارة. [ ج َ رَ ] ( ع مص ) دیداری گردیدن مرد. ( منتهی الارب ). || فخیم و بزرگ شدن کسی در جلو چشم بیننده. ( اقرب الموارد ). زیبا شدن. بزرگ داشتن کسی در چشم دیدار. ( تاج المصادر بیهقی ). || بلندسخن شدن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). بلندآواز شدن. ( زوزنی ). آواز بلند برداشتن. ( تاج المصادر ). رجوع به جُهورة شود.

فرهنگ معین

(جَ رَ ) [ ع . جهارة ] (مص ل . ) نک جهار.

فرهنگ عمید

بلند شدن و اوج گرفتن آواز و صدا.

ویکی واژه

جهارة
نک جهار.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
فال اوراکل فال اوراکل فال مکعب فال مکعب فال تخمین زمان فال تخمین زمان فال تک نیت فال تک نیت