لغت نامه دهخدا
ز صیدگاهی صیدی نکرده ام چه کنم
دمی که تیرکشم پر بود کمان خالی.مسیح کاشی ( از آنندراج ). || به معنی سوراخی که در دیوار قلعه و قصر ملوک برای انداختن تیر و بندوق به جانب دشمن ، می سازند. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). سوراخی در دیوار قلعه برای انداختن تیر و گلوله به جانب دشمن. ( ناظم الاطباء ) :
قصر ترا برج کمان تیرکش
شیشه آن نه فلک شیشه وش.میرخسرو ( از آنندراج ).