تجاهر. [ ت َ هَُ ] ( ع مص ) تظاهر. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). خود را به چیزی آشکار کردن. ( فرهنگ نظام ): تجاهر بفسق ؛ تظاهر بدان. || ظاهر و آشکار شدن در محضر عام. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(تَ هُ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - آشکار کردن . ۲ - ظاهر شدن .
فرهنگ عمید
تظاهر به کاری کردن.
فرهنگ فارسی
تظاهربکاری، آشکاروبی پروا، نمایان و آشکارکردن ( مصدر ) ۱- آشکار کردن تجاهر بفسق . ۲- آشکار شدن ظاهر شدن . جمع : تجاهرات .