تابع شدن

لغت نامه دهخدا

تابع شدن. [ ب ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) پیرو شدن. بنده و فرمانبردار گشتن. دنبال رونده شدن :
مشو تابع نفس شهوت پرست
که هرساعتش قبله دیگر است.سعدی ( بوستان ).

فرهنگ معین

( ~. شُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل . ) ۱ - پیرو شدن . ۲ - بنده و فرمانبردار گشتن .

فرهنگ فارسی

( مصدر )۱-پیرو شدن. ۲- بنده و فرمانبردار گشتن .

ویکی واژه

پیرو شدن.
بنده و فرمانبردار گشتن.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم