بیرون انداختن

لغت نامه دهخدا

بیرون انداختن. [ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) خارج افکندن. طرح. || جدا کردن. بریدن : خرطوم پیلی را بشمشیر بیرون انداخت. ( تاریخ سیستان ).

فرهنگ فارسی

خارج افکندن ٠ طرح ٠ یا جدا کردن ٠ بریدن ٠
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم