بوبین

لغت نامه دهخدا

بوبین. ( اِ ) پیچک. ( فرهنگستان ). قرقره ای که بدور آن سیم فلزی روپوش داری بپیچند و جریان الکتریسیته از آن عبور کند و یا بوسیله آن بتوان تغییری در جریان برق ایجاد کرد. پیچک. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

[ فر. ] ( اِ. ) قرقره ای که به دور آن سیم روپوش دار پیچیده شده است و برای تغییر مقدار جریان برق در موتورها و دستگاه های برقی به کار می رود.

فرهنگ عمید

۱. قرقره، ماسوره.
۲. (برق ) وسیله ای در بعضی دستگاه های برقی شبیه قرقره که روی آن سیم پیچی شده و فشار جریان برق را بالا می برد.

فرهنگ فارسی

قرقره، ماسوره، آلتی است که دربعضی دستگاههای، برقی شبیه به قرقره که روی آن سیم پیچی شده وفشار، جریان برق رابالامیبرد
( اسم ) استوانه کوچک و قرقره و ماسوره فلزی یا چوبین یا پلاستیکی که بدور آن نخ و کاغذ و ابریشم و پشم و غیره بپیچند قرقره ای که بدور آن سیم فلزی روپوش داری بچیچند و جریان الکتریسیته از آن عبور کند و یا بوسیل. آن بتوان تغییری در جریان برق ایجاد کرد پیچک

ویکی واژه

قرقره‌ای که به دور آن سیم روپوش دار پیچیده شده‌است و برای تغییر مقدار جریان برق در موتورها و دستگاه‌های برقی به کار می‌رود.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم