بردیدن. [ ب َ دی دَ ] ( مص ) از کلمه «برد» که بمعنی «دور شو» است ساخته شده و بهمان معنی است. از راه بطرفی شدن. ( برهان ) ( آنندراج ) ( شرفنامه ). رجوع به برد شود.
فرهنگ معین
(بَ. دَ ) (مص ل . ) دور گشتن از راه اصلی .
فرهنگ عمید
۱. از راه به طرفی شدن، دور گردیدن از سر راه، برگردیدن: همت بلنددار که با همت خسیس / چاووش پادشاه براند تو را که «برد!» (مولوی۲: ۲۲۷ ) ۲. = بردابرد