بازداشتنی

لغت نامه دهخدا

بازداشتنی. [ ت َ ] ( ص لیاقت )لایق حفظ و نگاهداری. || کسی که درخور بازداشت و توقیف است : و هر که بازداشتنی بود فرمود تا حبس کردند. ( فارسنامه ابن البلخی ص 981 ).
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم