افلیج

لغت نامه دهخدا

افلیج. [ اِ ] ( از ع ، اِمص ) فالج. سستی و فروهشتگی که درنیمه بدن یا در تمام آن حادث گردد. ( ناظم الاطباء ). || ( ص ) بمعنی مفلوج که در فارسی متداول است و ظاهراً در عربی نیامده است. ( یادداشت مؤلف ).
- افلیج گرفتن ؛ مبتلا به فالج شدن.

فرهنگ معین

( اِ ) [ ازع . ] (ص . ) کسی که عضو یا اعضایی از بدنش فاقد حرکت و نیرو باشد.

فرهنگ عمید

= مفلوج

فرهنگ فارسی

فالج زده، مفلوج، کسی که به بیماری فالج مبتلا باشد، مفالیج جمع
( صفت ) آنکه تمام یا قسمتی از بدن وی سست و بی حرکت شده باشد فالج شده .

ویکی واژه

کسی که عضو یا اعضایی از بدنش فاقد حرکت و نیرو باشد.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم