افلیج. [ اِ ] ( از ع ، اِمص ) فالج. سستی و فروهشتگی که درنیمه بدن یا در تمام آن حادث گردد. ( ناظم الاطباء ). || ( ص ) بمعنی مفلوج که در فارسی متداول است و ظاهراً در عربی نیامده است. ( یادداشت مؤلف ). - افلیج گرفتن ؛ مبتلا به فالج شدن.
فرهنگ معین
( اِ ) [ ازع . ] (ص . ) کسی که عضو یا اعضایی از بدنش فاقد حرکت و نیرو باشد.
فرهنگ عمید
= مفلوج
فرهنگ فارسی
فالج زده، مفلوج، کسی که به بیماری فالج مبتلا باشد، مفالیج جمع ( صفت ) آنکه تمام یا قسمتی از بدن وی سست و بی حرکت شده باشد فالج شده .
ویکی واژه
کسی که عضو یا اعضایی از بدنش فاقد حرکت و نیرو باشد.