اثاثه. [ اَ ث َ ] ( ع مص ) بانبوه شدن موی و نبات و شاخ درخت. ( تاج المصادر ). || کلان سرین شدن ( زن ). ( منتهی الارب ). اثاثه. [ اَ ث َ ] ( ع اِ ) واحد اثاث. ( منتهی الارب ). اثاثه. [ اُ/اَ ث َ ] ( اِخ ) نامی از نامهای عرب از آن جمله نام پدر مسطح صحابی. ( منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
کالا، متاع، مال.
فرهنگ فارسی
واحداثاث به معنی کالا ومتاع ومال بانبوه شدن موی و نبات و شاخ و برگ