دندان روی جگر گذاشتن
این اصطلاح به معنای تحمل سختی، ناراحتی یا مشکلات به نحوی صبورانه و بدون شکایت است، یعنی فرد با اراده قوی ناراحتی را تحمل میکند تا به هدفش برسد.
مترادفها
صبر کردن، تحمل کردن، تاب آوردن، شکیبایی، صبوری
متضادها
بیصبری کردن، کنار گذاشتن
جمله سازی با دندان روی جگر گذاشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او با وجود تمام سختیها و فشارهای اقتصادی که خانوادهاش را محاصره کرده بود، با دندان روی جگر گذاشتن به تلاش برای تامین معیشت ادامه داد.
💡 برای رسیدن به اهداف بزرگ در زندگی، گاهی لازم است که با دندان روی جگر گذاشتن، از مسیرهای پر از چالش و دشوار عبور کنیم.
💡 او در برابر توهینهای بیمورد مدیرش، با دندان روی جگر گذاشتن سکوت کرد تا از بروز درگیریهای ناخواسته در محیط کار جلوگیری نماید.