چسبیده و پیوند شده
حالتی که دو یا چند چیز به هم کنار هم قرار گرفته یا به هم متصل شدهاند به گونهای که جدانشدنی یا به سختی جدا شونده هستند. این اصطلاح ممکن است در مورد اشیا، مفاهیم یا حتی احساسات به کار رود.
مترادفها
متصل، پیوسته، پیوندخورده، منضم، همبسته
متضادها
جدا، گسسته، متمایز، رها
جمله سازی با چسبیده و پیوند شده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در ساختارهای شیمیایی پیچیده، اتمها به گونهای به یکدیگر چسبیده و پیوند شدهاند که ترکیبات جدیدی با ویژگیهای بسیار متفاوت از ترکیب اولیه ایجاد کردهاند.
💡 دو خانواده پس از آن حادثه تلخ، چنان به یکدیگر چسبیده و پیوند شده بودند که دیگر هیچ اتفاقی نمیتوانست باعث جدایی و فاصله گرفتن آنها از هم شود.
💡 این دو مفهوم در فلسفه به شکلی چنان چسبیده و پیوند شده هستند که نمیتوان یکی از آنها را بدون در نظر گرفتن دیگری به طور کامل درک کرد.