تکرار مکررات کردن
به معنای بارها و بارها انجام دادن کاری، آنهم به شکلی که خستهکننده یا بینتیجه باشد. این عبارت اغلب برای بیان اتلاف وقت یا عدم پیشرفت در کاری استفاده میشود.
مترادفها
تکرار کردن، مکرر کردن
متضادها
نوآوری کردن، یکبار انجام دادن
به معنای بارها و بارها انجام دادن کاری، آنهم به شکلی که خستهکننده یا بینتیجه باشد. این عبارت اغلب برای بیان اتلاف وقت یا عدم پیشرفت در کاری استفاده میشود.
تکرار کردن، مکرر کردن
نوآوری کردن، یکبار انجام دادن