برق از سرشان پرید
این اصطلاح به معنای این است که فردی ناگهان بسیار عصبانی، متعجب یا شوکه شده است، بهگونهای که توان تفکر یا واکنش طبیعی خود را از دست داده است. معمولاً در مواقعی استفاده میشود که کسی تحت تأثیر ناگهانی و شدید یک اتفاق قرار میگیرد.
مترادفها
عصبانی شدن، از کوره در رفتن، حالشان گرفته شد
متضادها
اشتیاق یافتن، ذوق یافتن
جمله سازی با برق از سرشان پرید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقتی متوجه شدند که تمام برنامههای سفر تابستانیشان به دلیل مشکلات مالی لغو شده است، ناگهان برق از سرشان پرید و بسیار غمگین شدند.
💡 پس از شنیدن خبر ناگهانی و غیرمنتظره از سوی مدیر شرکت، برق از سر تمام کارمندان پرید و همه در سکوت فرو رفتند.
💡 آنها با خوشحالی منتظر خبر پیروزی بودند، اما با شنیدن واقعیت تلخ، ناگهان برق از سرشان پرید و احساس ناامیدی کردند.