لاغر و نحیف شدن

دچار لاغری شدید و ضعف جسمی شدن؛ یعنی بدن تحلیل برود و شخص یا موجود کم‌جان و ناتوان گردد.

مترادف‌ها

لاغر شدن، تحلیل رفتن، نحیف شدن

متضادها

چاق شدن، پر شدن

جمله سازی با لاغر و نحیف شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بیمار پس از ماه‌ها مبارزه با بیماری سخت و طولانی، به شدت لاغر و نحیف شده بود و دیگر توان ایستادن در مقابل ما را نداشت.

💡 با گذشت زمان و شدت گرفتن مشکلات معیشتی، بسیاری از کودکان در مناطق جنگ‌زده دچار لاغر و نحیف شدن مفرط و سوءتغذیه گشتند.

💡 او که زمانی بسیار تنومند و قدرتمند بود، اکنون به دلیل افسردگی و بی‌اشتهایی شدید، به طرز نگران‌کننده‌ای بسیار لاغر و نحیف شده است.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران