دست به کار کردن
شروع به کار کردن، مشغول انجام دادن کاری شدن. این تعبیر برای وقتی به کار میرود که کسی از حالت انتظار یا توقف بیرون میآید و عملاً کار را آغاز میکند.
مترادفها
شروع کردن، اقدام کردن، مشغول شدن
متضادها
دست کشیدن، متوقف شدن
جمله سازی با دست به کار کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او با دست به کار کردن مداوم و پشتکار فراوان، توانست در مدت کوتاهی جایگاه خود را در شرکت ارتقا دهد و موفق شود.
💡 هدف اصلی ما این است که با دست به کار کردن گروهی و هماهنگ، بتوانیم مشکلات محیط زیست را به طور جدی حل کنیم.
💡 یادگیری یک مهارت جدید نیازمند دست به کار کردن مستمر و تمرین روزانه است تا بتوان به سطح بالایی از مهارت رسید.