عدل و داد کردن
عدالت ورزیدن، ستم نکردن و حق هرکس را به او دادن. در زبان فارسی به معنای رفتار عادلانه و دادگرانه به کار میرود.
مترادفها
قسط دادن، عدالت برقرار کردن
متضادها
ظلم کردن، ستم کردن
جمله سازی با عدل و داد کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پادشاه عادل با عدل و داد کردن میان رعایای خود، توانست آرامش و امنیت را به تمام گوشه و کنار قلمرو بزرگ خود بازگرداند.
💡 قاضی در جلسه دادگاه با دقت به تمام شواهد گوش داد تا با عدل و داد کردن، حق را به صاحب اصلی آن برگرداند.
💡 جامعهای که در آن مسئولان به عدل و داد کردن پایبند باشند، همواره از رشد اقتصادی و شکوفایی فرهنگی و اجتماعی بهرهمند خواهد بود.