زارزار نالیدن
بسیار شدید ناله کردن؛ با سوز و گداز و پیدرپی شکایت یا آه و ناله سر دادن. این تعبیر شدت اندوه را میرساند.
مترادفها
زاری کردن، شیون کردن
متضادها
خندیدن، شاد بودن
جمله سازی با زارزار نالیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقتی خبر مرگ آن پیرمرد مهربان به گوش همه رسید، تمام اهالی روستا با صدای بلند و زارزار نالیدن در سوگ او نشستند و اشکهایشان سرازیر شد.
💡 کودک کوچک پس از گم شدن در میان جمعیت شلوغ بازار، با صدای بسیار بلند و زارزار نالیدن، سعی داشت توجه والدین خود را به خود جلب کند.
💡 در آن صحنه غمانگیز، شاهد بودیم که چگونه شخصیت داستان با زارزار نالیدن و التماس، از سرنوشت بیرحمانه خود در آن روزهای سخت و دشوار گلایه میکرد.